احمد بهشتى
215
تجريد شرح نمط هفتم از كتاب الاشارات و التنبيهات شيخ الرئيس ابن سينا ( فارسى )
موجود در خارج يا غير موجود در خارج را در جوهرى كه صورت معقول را قبول مىكند ، تصوير كند و جايز است كه از ناحيهء ذاتش باشد ، نه از ناحيهء غير « 1 » و اگر چنين نبود ، عقول مفارق تا بىنهايت پيش مىرفت . « 2 » و واجب الوجود ، لازم است كه علمش از ناحيهء ذاتش باشد . « 3 » شرح و توضيح اكنون نوبت تقسيم علم به ذاتى و غيرذاتى است . بنابر تقسيمهايى كه ما در فصل پيش آورديم ، اين تقسيم ششم براى علم است ؛ ولى بنابه كارى كه شيخ الرئيس انجام داده است ، اين دومين تقسيم است . اين تقسيم ، متفرّع بر تقسيم علم به فعلى و انفعالى نيست و در حقيقت ، در عرض آن است نه در طول آن . بهطوركلى ، تمام تقسيمهايى كه پس از نخستين تقسيم ذكر كردهايم ، متفّرع بر تقسيم اوّل ( تقسيم علم به حصولى و حضورى ) است . از آن پس حضورى را به واجب و ممكن و حصولى را به تصوّر و تصديق و هر كدام را به بديهى و نظرى و تصوّر را به فعلى و انفعالى و هر يك از اين دو را به ذاتى و غيرذاتى تقسيم كردهايم . البته دو تقسيم علم حضورى به واجب و ممكن و علم حصولى به تصوّر و تصديق ، طولى نيستند ، بلكه در عرض يكديگرند . تقسيم علم به ذاتى و غيرذاتى كه در اين فصل بيان مىشود از متفرّعات علم
--> ( 1 ) . اين تقسيم ، متفرّع بر تقسيم علم به فعلى و انفعالى است و نتيجهء آن ، چنين است : هر يك از دو قسم فعلى و انفعالى يا از ناحيهء ذات عالم است يا از ناحيهء غير به او افاضه مىشود . ( 2 ) . اگر تمام علوم فعلى و انفعالى از ناحيهء غير باشد ، تسلسل لازم مىآيد . ( 3 ) . واجب الوجود ، افزون بر اينكه علمش فعلى است ، علمش از ناحيهء ذات است نه از ناحيهء غير ، و گرنه مستلزم نياز است .